السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
468
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
21 - علّامه ميرزاحسن على محدّث 22 - علّامه ، ولىّاللَّه لكهنوى 23 - علّامه مولوى حسنالزّمان 24 - علّامه دمنتى شاذلى ردّ نكوهش ابندقيق العيد دهلوى گويد : « و شيخ تقىالدّين ابندقيقالعيد گفت : اين حديث را اثبات نكردهاند . » گويم : اين سخن از راستى و درستى بسيار دور است . در آنچه پيشتر آمد ، دانستى كه بزرگان محدّثان و اسناددهندگان و حافظان معتمد مشهور ، اين حديث شريف را ، در كتابها و نوشتههاى معتبر و مورد اعتمادشان ، اثبات كردهاند با تصريح به اين كه حديث صحيح يا حسن است يا اين كه از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم ثابت مىباشد . همچنانكه گروه بسيارى از آنان آقايمان اميرالمؤمنين عليه السلام را به « باب مدينة العلم » و « درِ شهرِ حكمتها و دانشها » و امثال آنها توصيف كردهاند و گروه ديگرى اين ويژگى را به نظم و شعر درآوردهاند . . . بدين ترتيب آيا براى سخن اين مرد كه گويد : « اين حديث را اثبات نكردهاند . » ارزش و بهايى باقى مىماند ؟ ! و آيا براى كسى جايز است كه به چنين گفتهاى احتجاج و استناد نمايد ؟ ! و از اينجا گروهى از محقّقان با ذكر نام از اين سخن دورى جستهاند مانند زركشى در « اللآلى المنثورة » و سخاوى در « المقاصد الحسنة » و سيوطى در « الدّرر المنتثرة » و قارى در « المرقاة » . . . سخن دربارهى نظر نووى و ذهبى و جزرى دهلوى گويد : « و شيخ محىالدّين نووى و حافظ شمسالدّين ذهبى و شيخشمسالدّين جزرى گويند : اين حديث ساختگى است . »